برو گم شو مگو هیچ

خرید بک لینک

شنیدم یک شبی بانگ از زوایا

که می نالید از دردخطایا

به سختی گریه می کرداز ندامت

غلتکردم ببخشایم خدایا

گرفتم من مقامی را به ناحق

اگر چه بود آن حقّ سخایا

عطا کردم به انان بس مزایا

فقط همدست هایم خاصبودند

که آزردم به کام خود رعایا

خطا کردم خجل هستم زمردم

کنون که به دم آخر رسیدم

پریشانم که بد کردم خدا یا

ندانستم که این دنیا چه پوچ است

شدم اینک پشیمان از قضایا

ندا آمد برو گم شو مگو هیچ

ندانستی سرانجامت تو آیا

کنون که در سراشیبی فتادی

دگر دانی مقامت نیست پایا

به پایان چون رسیدت زندگانی

نجاتت کی دهد عاقل عطایا

دکتر نادر نوری بهمن 96

فرمول دکتر برای نادر نوری تشخیص تالاسمی مینور...

ما را در سایت فرمول دکتر برای نادر نوری تشخیص تالاسمی مینور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 343 تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 18:49

صفحه بندی